16 فروردين 1404 ساعت 14:36

شهر مینودشت ، با جمعیت حدود 32هزار نفر به مساحت 7کیلومتر ، شهری است دامنه ای ( نه کوهستانی و نه دشتی ) با آب و هوایی بسیار معتدل ، که شغل عمده مردم آن کشاورزی در مقیاس کوچک و کم درآمد و مشاغل جنبی آن بازرگانی و تجاری می باشد .

قومیت اصلی مردم منطقه قزلباش بوده و قومیت های تات نیز در مناطق کوهستانی زندگی می کنند .

اقوام و مهاجرانی از شهرهای اطراف در این شهر سکونت دارند که همزیستی و همگرایی خوبی بین آنان وجود دارد .

قدیمی ترین اصطلاحی که به شهر مینودشت نسبت داده شده کلمه کبودجامه می باشد که قدمت تاریخی زیادی دارد .

حمدا... مستوفی ( مورّخ ایرانی ) و سیّاح و جهانگرد معروف انگلیسی ... در سفرنامه خودش این مطلب را ارائه می کند « کبودجامه منطقه ای بود بین خوارزم و استرآباد (گرگان امروزی) که مردم در آن سکونت داشتند . »

مردم کبودجامه پس از استیلای مغولان بر خوارزم به این منطقه آمده و مسقر می شوند ، پس از انحطاط دولت و تمدن جرجان که توسط حملات مغول صورت گرفت ، منطقه جرجان زیر سیطرۀ حکومت کبود جامه ها قرار گرفت .

از نظر شرایط بومی – اقلیمی و طبیعی ، مورخان به نکته جالبی اشاره می کنند و آن اینکه : « کبود جامه منطقه ای بوده بسیار عریض و پهناور با باغهای انگور و تولیدات وسیع ابریشم و غلّه که نشان از آبادانی منطقه داشته است . » ولی در اواخر سنه هشتم در اثر حمله تیمور این منطقه رو به انحطاط میگذارد .

بعد از کلمه کبود جامه لفظ « حاجیلر » به این منطقه اطلاق شد که بنا به منابع موثق حاجیلرها ، طایفه ای از گرایلوها

 می باشند ، که آنها هم بخشی از کبودجامه ها بوده اند .

سیاح و جهانگرد انگلیسی در سفرنامۀ مازندران خودش معتقد است : محمدحسن خان جلایر در استرآباد اعلام استقلال میکند و حکومت مرکزی برای سرکوب این قیام سپاهی را به منطقه اعزام میکند ، محمدحسن خان جلایر به محلی به نام قلعه ماران ( منطقه ای وسیع و چشم نواز میان رامیان و روستای قلعه قافه ) متواری می شود ، درآنجا یکی از معتمدین محمدحسن خان به نام «حاجی» مخفیگاه او را به حکومت مرکزی گزارش داده و حکومت مرکزی هم به رسم سپاس منطقه قلعه ماران و مناطق مجاور آن را ( که بعدها حاجیلر نامیده شد ) به او واگذار کرد .

اصطلاح کلمه « سنگر» بعد از حاجیلر بوده و معنای این کلمه سازگاری چندانی با موقعیت این منطقه ندارد . سنگر محله محدودی در بخش پسرک ( از محلات شهر مینودشت ) می باشد و علت نامگذاری آن این بوده که در یک مقطع زمانی خاصی جنگی بین مردم حاجیلر و مهدی شاه ( یکی از خوانین فندرسک ) صورت گرفته که مردم حاجیلر به دفاع از حریم شهر پرداختند که کلمه سنگر پسرک نیز به نوعی به این شهر اطلاق شد .

این منطقه از سال 1316 بعد از استحکام حاکمیت رضاشاه به جهت بکر و چشم اندازهای بسیار زیبایی که داشته ، دشت مینو ، دشت بهشت و نهایتاً مینودشت نامگذاری می شود .

شهر مینودشت از سه محله پسرک ، خوردیماق و قره محمودلوها تشکیل شده است .

عمده مردم این منطقه قزلباش بوده و به زبان ترکی تکلم می کنند .

قزلباش ها در زمان حکومت صفویه برای برقراری امنیت به جهت ترک تازی هایی که به این منطقه می شد ، به این محل آورده شده و به صورت یک طایفه محلی مستقر می شوند .

بقایای تمدنی و کاوش های باستان شناسی ، نشان از یک پیشینۀ بسیار کهن و غنی از فرهنگ و تمدن این مرز و بوم دارد . از نمونه های برجسته ای از کاوش های باستان شناسان در منطقه می توان به غار کیارآم اشاره کرد .

چارلز مک بورنی یکی از اساتید دانشگاه کمبریج لندن در سال 1342 که در این منطقه گمانه زنی هایی انجام داده و 50 حلقه چاه حفاری کردند ، که در این حفاری ها توانستند بقایای حیواناتی که امروزه نسل آنها منقرض شده را پیدا کنند که این خود نشان از غنای تمدن منطقه دارد .

از آثار تاریخی مینودشت می توان به قلعه سلیمان بوقو که در 3/سه کیلومتری روستای ترسه مربوط به عصر سلجوقی ، شهر باستانی دشت حلقه یا دشت قلعه مربوط به عصر اشکانیان و ( کهنه حمام ) که در شهر مینودشت واقع شده و به روایت سازمان میراث فرهنگی عمری 400 ساله دارد که از معماری زیبایی برخوردار بوده و نشان از سابقه فرهنگی و قدمت منطقه دارد .

 

 

برو بالا

Template Design:Dima Group